تازه هاي ارتباطات

تازه هاي ارتباطات

communication sciences

نظريه هاي انتقادي ارتباطات


مسئله زندگي روزمره 
  
    فدرستون مي­گويد، زندگي روزمره «ظاهرا مقوله­اي فرعي است كه مي توان همه خرده­ريز­هايي را كه با تفكر منظم جور نمي­آيند در آن ريخت». مسئله­ي ديگري كه براي نظريه­پردازاني پيش مي­آيد كه مي­كوشند زندگي روزمره را مفهوم پردازي كنند، ماهيت ظاهرا «عادي» آن است، يعني پيوستگي هاي اجتناب ناپذيري كه با امور مانوس، بديهي انگاشته و عقلِ سليمي دارد. با اين وجود، درست همين بديهي انگاشتگي زندگي روزمره است كه آن را به يك موضوع پژوهش اجتماعي ارزشمند تبديل مي كند. 
  
    در بحث هاي مربوط به فعل و انفعال ميان «فرهنگ» و «ساختار» و ايجاد امر اجتماعي، زندگي روزمره در حكم عرصه اي كه اين فعل و انفعال در آن رخ مي دهد اهميت پيدا مي كند. در اين معنا، نظريه پردازان اجتماعي به طور فزاينده اي از زندگي روزمره به عنوان مدل تحليلي خود براي گره گشايي از فرايند هاي شكل گيري جامعه استفاده مي كنند. 
  
    نظريه پردازان اجتماعي كلاسيك، فرهنگ را «محصول فرعي» نيروهاي ساختاريِ زيربناي جامعه تلقي مي كردند. لزوم درك تاثير اتقلاب صنعتي و شهري شدن بر زندگي اجتماعي در طول سده هاي هجدهم و نوزدهم، اهميت زيادي در شكل گيري نخستين رهيافت ها به درك جامعه داشت. تفسير هاي اوليه درباره ي اين تغيير اجتماعي پر شتاب با استفاده از ديدگاه سيستمي به عمل مي آمد كه مدعي بود جنبه هاي بديهي انگاشته ي زندگي روزمره، مثل شكل هاي عادي و متداول كنش متقابل اجتماعي و معرفت هاي عقل سليمي، محصول نيروهاي ساختاري است كه وراي آگاهي كنشگران اجتماعي عمل مي كنند. رهيافت هاي مبتني بر نظريه ي سيستم ها با ساختن مدل هاي نظري پيچيده، كنش اجتماعي را به عنوان نتيجه و محصول فرايند هاي ساختاريِ بنياديني تبيين مي كردند كه تصور مي رفت تاثير آنها بر سوژه ي فردي با تاثير قوانين حاكم بر رفتار ابژه هاي دنياي طبيعي، قابل مقايسه باشد. 
  
    در ميان رهيافت هاي سيستمي دو رهيافت عمده وجود دارد كه به آثار دو نظريه پرداز بنيان گذار يعني اميل دوركيم و كارل ماركس مربوط مي شود. از نظر دوركيم، هدف و مقصود سيستم يا نظام اجتماعي، آفريدن نظم از طريق اجماع و وفاق است. از طرف ديگر، ماركس معتقد بود كه هدف نظام اجتماعي فرونشاندن تضاد ميان طبقات اجتماعي است كه از توزيع نابرابر ثروت و قدرت در جوامع سرمايه داريِ رو به رشد ناشي مي شود. بنا به استدلال ماركس، بقاي سرمايه داري صنعتي وابسته به قبولاندن «نظم طبيعي امور» است كه نمي گذارد طبقه كارگر ماهيت راستين اوضاع و شرايط اقتصادي- ­اجتماعي خود را دريابد. 
  
    بنابراين، از ديدگاه نظريه سيستم ها، حوزه زندگي روزمره جايي براي تحت سلطه درآمدن و استثمار شدن سوژه­ي فردي دانسته مي شود. از همين رو گاردينر مي گويد: «كنشگران اجتماعي عملا عروسك هاي فرهنگي اند... كه نقش هاي اجتماعي و هنجارهاي رفتاري را (خواه مبتني بر وفاق باشد خواه بازتاب منافع طبقاتي خاص) منفعلانه دروني مي كنند و به اين ترتيب، در جهت توليد ساختار ها و نهاد هاي اجتماعي عمل مي كنند، كه عمدتا به صورت خودكار و ناخواسته انجام مي گيرد». 
  
    در اواخر قرن نوزدهم ديدگاه هاي نظري تازه اي مطرح شد كه رهيافت سيستم ها را زير سوال مي برد. بنا به استدلال اين ديدگاه نوين، تفسير كنش اجتماعي در حكم محصول نيروهاي ساختاريِ بنياني، هيچ توجهي به توان عامليت فرد نداشته است. در واقع، درست همين جاست كه «زندگي روزمره» به عنوان واسطه ي بالقوه ميان عامل فردي و ساختار اجتماعي تلويحا به رسميت شناخته شد، هر چند كه اين اصطلاح هنوز در زبان علوم اجتماعي آن روزگار رواج نيافته بود. در ميان نظريه پردازان اجتماعي ماكس وبر و جرج هربرت ميد چهره هاي اصلي اين بحث جديد بودند. وبر و ميد هر دو معتقد بودند كه دروني كردن هنجار هاي اجتماعي توسط افراد صرفا به اطاعت منفعلانه نمي انجامد، بلكه، بر عكس، توان و ظرفيتي براي كنش خودانگيخته فراهم مي سازد. به اين ترتيب، وبر، براي مثال، در بررسي منزلت اجتماعي، اين استدلال را مطرح مي ساخت كه اگرچه منزلت اجتماعي از جهتي ريشه در روابط اجتماعي سرمايه داري دارد، اما جلوه هاي بالفعل آن در سطح روابط اجتماعي ناشي از خلاقيت افراد در يافتن راه هايي براي ابراز منزلت شان است. 
  
    ديدگاه ديگري كه فرد را عامل فعال در بر ساختن معنا در زندگي روزمره معرفي كرد رهيافت پديدار شناختي بود كه در آثار نظريه پردازاني همچون شوتز، برگر و لاكمن پرورانده شد. بر اساس اين رهيافت، اهميت و معناي زندگي روزمره را نمي توان جدا از معناهايي كه كنشگران فردي به آن نسبت مي دهند در نظر گرفت. اروينگ گافمن با استفاده از مدل نمايشنامه ايِ كنش متقابل روزمره، تفسير پديدار شناختي زندگي روزمره را بسط بيشتري داد. طبق استدلال گافمن، افراد در جريان كسب «تجربه عملي» زندگي روزمره كه با دروني كردن نقش هاي اجتماعي تعريف مي شود، اين را نيز مي آموزند كه با آفريدن خود هاي «جلوي صحنه» و «پشت صحنه» اين نقشها را مديريت و جرح و تعديل كنند. به اين ترتيب، افراد زندگي روزمره را خلاقانه دستكاري مي كنند، و با آفريدن فضاهايي براي واژگون ساختن همنوايي و سازش، زندگي روزمره را قابل تحمل مي گردانند. 
  
    اما اين رهيافت، به گفته­ي گاردينر، با اينكه براي فرد نقش فعال تر و اختياري تري در زندگي روزمره قائل است، ولي زندگي روزمره را «مجموعه ايستار ها(attitudes)، كردو كارها(practices) و ساختار هاي شناختيِ نسبتا متجانس و همگون» قلمداد مي كند. فرايند داد و ستد ميان فرد و زندگي روزمره فقط تا جايي در نظر گرفته مي شود كه براي اجراي دوباره ي مجموعه نقش ها و چشمداشت هاي ممنوع مجال بيشتري فراهم آيد، يا فضاهايي براي واژگون سازي هاي كوچك و بي ضرر ايجاد شود. 
  
    از اواخر قرن بيستم و اوايل قرن بيست و يكم، نظريه پردازان اجتماعي و فرهنگي كم كم زندگي روزمره را به عنوان حوزه اي بسيار پوياتر و پر منازعه تر مفهوم پردازي كرده اند. بر اين اساس، گفته مي شود كه ديگر نمي توان زندگي روزمره را به صورت كليتي متجانس و همگون توصيف كرد، بلكه برعكس، بايد زندگي روزمره را حيطه اي بسيار كثرت گرا و پر منازعه دانست. بنا به اين استدلال، پايه و اساس اين تغيير نگرش درباره ي زندگي روزمره، چند عامل است كه به يكديگر مربوط اند. نخست، از هم گسيختن مدرنيته و به دنبال آن كاسته شدن از اهميت تلقي هاي مدرنيستي از هويت كه بر اساس طبقه، جنسيت، نژاد و شغل شكل مي گرفت. دوم، رواج فزاينده ي رسانه ها و صنايع فرهنگي كه، بنا به اين استدلال، نقش مهمي در ايجاد و القاي شكل هاي نوين هويت اجتماعي بر اساس الگوهاي مصرف و فراغت داشته اند. به گفته چني نتيجه انباشته شدن اين ويژگي هاي جامعه مدرنِ پسين، «تجزيه ي فرهنگي» بوده است. 


برچسب‌ها: communication - ناصر قرباني
ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و پنجم 1 1393ساعت 13:4  توسط ناصر قربانی | (4) نظر

چگونه يك رسانه منبع معتبر مي شود؟


رسانه ها براي تبديل شدن به يك منبع معتبر بايد مسيري را طي كنند كه از ارزش هاي مورد پسند مخاطبان خورد برخوردار شوند. معتبر سازي (Validation) با وجود تمامي جهت گيري ها و سليقه ها آمال و غايت هر رسانه است.

رسانه ها براي تبديل شدن به يك منبع معتبر بايد مسيري را طي كنند كه از ارزش هاي مورد پسند مخاطبان خورد برخوردار شوند.

معتبر سازي (Validation) با وجود تمامي جهت گيري ها و سليقه ها آمال و غايت هر رسانه است.

همانطور كه شهرت ، بزرگي و فراواني ، مجاورت ،تازگي ، شگفتي دربرگيري ، برخورد و استثناء از ارزشهاي موجود در اخبار به شمار مي روند و مطلبي را خبر مي كنند؛ رسانه نيز بايد ارزش هايي را دارا باشد تا بتواند به عنوان يك منبع داراي ارزش و اعتبار بيشتري شود.

ارزش هايي كه در معتبر سازي رسانه ها اهميت دارند وابسته به مسائل روانشناسي و ارتباطات موثري است كه در رسانه مي تواند آن را از لحاظ درجه بندي ارتقا بخشد.

در ذيل هفت ارزش كه در صدر آن" درستي اخبار" قرار گرفته است توسط نگارنده به عنوان ارزش هاي موثر در معتبر سازي رسانه ها عنوان شده است كه اساس اعتبار را در صداقت مي داند.

"سرعت در ثبت اخبار" نيز يكي ديگر از ارزش هاي مطرح شده است كه در جهت رقابت رسانه ها بايكديگر در جذب سريعتر مخاطب است.

توليدكنندگي" و " استفاده از آرشيو و سابقه اخبار" به اصالت رسانه ها پرداخته و " پي گيري" ، " روشني و شفافيت " و " مخاطب شناسي و توجه به بازخورد" نيز از جمله ارزش هايي هستند كه توجه رسانه به مخاطب را متذكر مي گردند.

هفت ارزش در رسانه

درستي اخبار:

از آنجا كه مهم ترين ارزش ذاتي رسانه بايد صداقت و درستي خبر باشد اين ارزش در صدر ديگر ارزشها قرار دارد.

رسانه اي كه اصل درستي و صداقت اخبارش مورد تشكيك مخاطبان باشد نمي تواند انتظار داشته باشد مخاطبانش به آن اعتماد داشته باشند و هر از گاه با انتشار جوابيه اشخاص حقيقي و حقوقي بايد آرزوي قرار گرفتن به عنوان يك منبع معتبر را فراموش كند.

جوابيه هايي كه در رسانه ها منتشر مي شوند حكم دروغ هاي رسانه را دارند كه برخي اوقات ديده مي شود رسانه هاي ضعيف و ناشي كه حوصله بدنامي شان را در دادگاه هاي مطبوعاتي ندارند؛ جوابيه ها را به خاطر كامل نبودن اخبارشان درج مي كنند.

غافل از اينكه با درج جوابيه ، بدون رفتن به دادگاه خود به محكوميت رسانه خود اعتراف كرده اند.

مردم از رسانه هاي ترسو و دروغگو خوش شان نمي آيد و ذاتا به دنبال رسانه اي حركت مي كنند كه حقيقت بيشتري را داشته باشد.

سرعت در ثبت اخبار

سرعت ، به روز بودن،و انعطاف از جمله ارزش هايي است كه آدمي همواره به سوي آن جذب شده و با توجه به اين ارزش گويي مي خواهد اين را بگويد كه طرفدار نوگرايي است و كهنگي بدش مي آيد.


برچسب‌ها: communication
ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و پنجم 1 1393ساعت 12:46  توسط ناصر قربانی | (0) نظر